عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
686
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
زمين ، وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما و گران نمىآيد بر خداى نگاه داشت آسمان و زمين ، وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ و اوست برتر و مهتر . لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ - بنا كام در دين آوردن نيست قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ پيدا شد راست راهى از كژ راهى به پيغام و رسول ، فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ هر كه كافر شود بهر معبود جز خداى وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ و بگرود باللّه ، فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى او دست در زد در گوشهء محكم استوار ، لَا انْفِصامَ لَها آن را شكستن نيست وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 256 و خداى شنواست دانا ، سخن همگان مىشنود و ضمير دل همگان داند . النوبة الثانية - قوله تعالى : اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الآية . . . - ابى كعب گفت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از من پرسيد كه اى آية فى كتاب اللَّه عز و جل اعظم ؟ گفت در كتاب خداى كدام آية بزرگوارتر و شريفتر يا ابا المنذر - گفتم خدا داناتر به آن و پس رسول وى ، گفت سه بار اين بپرسيد ، پس من گفتم ، اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ فضرب فى صدرى ، ثم قال « هنيئا لك العلم ابا المنذر ! و الذى نفسى بيده ، ان لها لسانا ، يقدس الملك عند ساق العرش » - و خبر درست است كه ابو هريره گفت - كليد بيت الصدقه در دست من بود ، و آنجا خرما نهاده ، يك روز چون در بگشادم ، ديدم كه از آن خرما چيزى بر گرفته بودند ، يك دو بار باز رفتم ، هم چنان ديدم ، با رسول خدا بگفتم ، رسول گفت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اين بار چون در روى ، بگوى سبحان من سخرك لمحمد - يعنى كه آن شيطانست ، و به اين كلمه آشكارا شود . بو هريره چون در بگشاد اين تسبيح بگفت ، نگه كرد شيطان پيش وى ايستاده بود ، بو هريره گفت - يا عدو اللَّه انت صاحب هذا ؟ اين تو كردى ؟ گفت - آرى من كردم ، و من بر گرفتم براى قومى درويشان جن ، و از تو پذيرفتم كه نيز نيايم . بو هريره دست از وى باز گرفت و رفت ، پس ديگر بار باز آمد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بو هريره را گفت - چون در شوى همان تسبيح گوى تا وى را